طاها مرد بزرگ با دستان کوچک
طاها مرد بزرگ با دستان کوچک
تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : طاها
بازدید : 4 مرتبه

 

اثر موسیقی بر ذهن ‌كودكان

 

 

 

اگر شما تصمیم دارید كه فرزندتان نواختن یك ساز را یاد بگیرد، نیازی نیست كه تا 8-7 سالگی او صبر كنید و آنگاه او را به كلاس بفرستید؛ مغز كودكان همیشه آماده دریافت اطلاعات جدید است.



ابتدای امر سؤالی را كه در ذهن بسیاری از شماست مطرح می‌كنیم.

 


در سال‌های اخیر پژوهشگران ثابت كرده‌اند كه موسیقی نقش مهمی در زندگی انسان‌ها دارد ولی آیا این قدرت را نیز دارد كه بر ذهن انسان‌ها اثر بگذارد؟

 


تجربه ثابت كرده كه موسیقی می‌تواند تمام وجود یك فرد را به تلاطم درآورد. برخی از موسیقی‌ها به شما آرامش می‌بخشند و برخی شما را عصبی و تهاجمی می‌كنند. به‌نظر شما، موسیقی چگونه می‌تواند این اثر را بر درون بگذارد؟

 


در دنیای امروز، از موسیقی برای تاثیر‌گذاری بر امور مختلف استفاده می‌شود؛ به‌طور مثالموسیقی در زمینه پزشكی به‌عنوان  نوعی درمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. امروزه موسیقی در  تسریع امر شفابخشی، كاهش فشار خون، درمان كودكان بیش‌فعال، بیماری‌های روحی، افسردگی به‌ویژه افسردگی پس از زایمان، كاهش اضطراب و استرس، درمان بی‌خوابی، رشد بهتر نوزادان نارس و... به كار برده می‌شود.



جولیوس پرتنوی، پژوهشگر مطرح موسیقی طی تحقیقات زیادی دریافت كه موسیقی قادر است بر سرعت سوخت‌و‌ساز بدن، كاهش یا افزایش فشار خون، سطح انرژی بدن، سیستم گوارشی و... (بسته به نوع موسیقی‌ای كه پخش می‌شود) اثر مثبت یا منفی بگذارد. مثلا موسیقی‌های ملایم مانند موسیقی كلاسیك اثربخشی بهتری روی بدن دارند و باعث افزایش آندروفین در بدن می‌شوند. همچنین 30‌دقیقه گوش‌دادن به موسیقی‌ اثری معادل یك دوز قرص والیوم دارد.


بد نیست بدانید كه با گوش‌دادن به موسیقی، هر دو نیمكره مغز (نیمكره‌های چپ و راست) درگیر فعالیت‌های ذهنی می‌شوند. البته منظور ما از موسیقی فقط خواندن شعر نیست بلكه ساز زدن، ملودی، تُن، انواع صدا‌ها، آكورد و ریتم را نیز شامل می‌شود.

 

 

 

 

 

موسیقی از طریق تحریك فرد برای دقت بیشتر نسبت به نوع صدا‌، ریتم، ملودی، آهنگ، جهت صدا  و... در افزایش حافظه و تمركز مؤثر است؛ به همین دلیل، اغلب دانش‌آموزانی كه به نوعی با موسیقی در ارتباط هستند در مدرسه و دانشگاه موفق‌تر هستند.


امروزه ثابت شده كه حافظه می‌تواند از طریق موسیقی تقویت شود و افرادی كه از كودكی در معرض آموزش و بازی‌های موسیقایی بوده‌اند‌، حافظه بسیار بهتری دارند. ریتم، ملودی، هارمونی  و... جزو عواملی هستند كه موجب تقویت حافظه می‌شوند. در آزمایشی كه در دانشگاه هنگ‌كنگ‌ انجام شد، ۴۵‌نوازنده اركستر بین سنین ۶ تا ۱۵‌سال از لحاظ قدرت حافظه و به‌خاطر‌سپردن كلمات، مورد بررسی قرار گرفتند.


پژوهشگران دریافتند كه كودكان نوازنده نسبت به هم‌سن‌و‌‌سالان غیرنوازنده خود به‌مراتب كلمات بیشتری را حفظ می‌كنند. پس از یك‌سال آزمایش دیگری از این گروه گرفته و مشخص شد كه حافظه كودكانی كه هنوز نوازنده اركستر هستند نسبت به سال گذشته توانمند‌تر شده‌، درحالی‌كه حافظه كسانی كه از اركستر جدا شده‌اند‌، در همان سطح باقی مانده است. همچنین موسیقی كمك به درك و انتقال بهتر مفاهیم به افراد می‌كند كه از اركان مهم موفقیت در زندگی است.


برخی از مناطق مغز كه در هنگام گوش‌كردن به موسیقی یا بازی‌های موسیقایی، فعال می‌شوند در 2 گروه:

 

1-كسانی كه با موسیقی به‌صورت حرفه‌ای - چه نواختن و چه شنیدن- در ارتباطند

 

2- افرادی كه با موسیقی آشنایی ندارند در جدول زیر مشخص است.


اما متأسفانه برخی موسیقی‌ها به‌طور عكس عمل كرده و حتی باعث بیماری می‌شوند. استفاده از موسیقی‌های نامناسب همانند وارد‌كردن زهر به بدن است. دانشمندان در این زمینه، آزمایشی را روی تعدادی از گیاهان انجام دادند. تعدادی گیاه از یك نوع و در شرایط آب‌و‌هوایی یكسان، به 2 گروه تقسیم شدند. برای گروهی از آنها، موسیقی راك را با صدای بلند پخش كردند و دیدند كه پس از مدتی گیاهان پژمردند و تعدادی نیز خشك شدند و برای گیاهان گروه دوم، موسیقی كلاسیك ملایم پخش كردند و شاهد رشد سریع‌تر آنها بودند.


موسیقی، عنصر بسیار قدرتمندی است كه همانند یك داروی شفابخش عمل می‌كند و حتی ممكن است شما به آن معتاد نیز بشوید. دیوید تیم، نویسنده كتاب «راز تاثیر‌گذاری موسیقی» در مقدمه كتاب خود می‌نویسد: موسیقی بیش از یك زبان است. در واقع موسیقی رب‌النوع زبان‌هاست.


در واقع موسیقی در میان تمام هنر‌ها منحصر به فرد است زیرا به‌طور قدرتمندانه‌ای روی سطح هوشیاری افراد اثر می‌گذارد. اگر شما به شیوه‌‌ای صحیح موسیقی را وارد زندگی خود كنید، می‌توانید تا سالیان سال از اثرات مثبت آن روی خود و فرزندانتان بهره گیرید اما فراموش نكنید، به همان اندازه كه موسیقی می‌تواند تاثیرات خوب بگذارد‌، قادر است زیان‌بخش نیز باشد.

 

 

 

چه می‌توان كرد؟


والدین و مربیان می‌توانند از همان دوران كودكی علاقه به موسیقی را در كودك ایجاد كنند. برای این كار چند مورد پیشنهاد می‌شود.



1 - موسیقی برای نوزاد


برای كودكتان منتخبی از سبك‌های مختلف موسیقی را پخش كنید و اگر‌ سازی‌ می‌نوازید، اجازه دهید در بخشی از زمان تمرینتان، او نیز نزدیك شما باشد. البته مراقب باشید كه شدت صدا، متوسط باشد زیرا صدا‌های بلند به شنوایی كودك آسیب می‌رساند.


2 – خواندن برای نوزاد


این مهم نیست كه شما چقدر در خواندن تبحر دارید؛ شنیدن صدای شما باعث می‌شود كه كودكتان بهتر با كلمات و زبان مادری خود آشنا شود. نوزادان، عاشق ریتم و ملودی هستند. آنها توانایی این را دارند كه یك ملودی خاص را از بین چند ملودی كه می‌شنوند، تشخیص دهند.



3 – خواندن با كودك


هنگامی كه بچه‌ها بزرگ می‌شوند، از آوازخواندن لذت بیشتری می‌برند. كنار هم قرار دادن كلمات یك آهنگ در حقیقت به مغز كودك كمك می‌كند تا سریع‌تر یاد بگیرد و برای مدت طولانی‌تری آن را در خود جا دهد (تقویت حافظه)؛. به همین دلیل‌، اكثر ما آهنگ‌هایی را كه در كودكی شنیده یا خوانده‌ایم به خاطر داریم حتی اگر سال‌ها از خواندن یا شنیدن آنها گذشته باشد.



4 - یادگیری موسیقی(ساز - آواز)


اگر شما تصمیم دارید كه فرزندتان نواختن یك ساز را یاد بگیرد، نیازی نیست كه تا 8-7 سالگی او صبر كنید و آنگاه او را به كلاس بفرستید؛ مغز كودكان همیشه آماده دریافت اطلاعات جدید است. آنها آمادگی یادگیری موسیقی از سنین كم را دارند. بسیاری از كودكان 4 یا 5 ساله، عاشق ساختن یك آهنگ، خواندن و نواختن ساز‌های ساده هستند و شروع این كار در زمانی كه آنها سن چندانی ندارند، كمك می‌كند تا موسیقی به جزء لاینفك زندگی آنها در تمام عمر بدل شود.


موسیقی به‌عنوان یك بخش مهم از زندگی كمك می‌كند تا مهارت‌های خلاقانه و گروهی در فرزندتان پرورش یابد و در آینده‌ای نزدیك، او به فردی كامل از نظر اعتماد به نفس، اراده، اجتماعی بودن و... تبدیل شود.

 

 



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : طاها
بازدید : 5 مرتبه

 

هوش کودک,افزایش هوش کودک,کودک نابغه

 حالا نابغه هم نشد، دوست داریم اگر فرزندی داریم بسیار باهوش و فرهیخته و مودب و دوست‌داشتنی باشد. همه خوبی‌ها را با هم می‌خواهیم و این شاید کمی بلندپروازانه به نظر برسد، اما ناممکن نیست. صرف‌نظر از مساله ژنتیک و استعدادهای ذاتی، مساله‌ای به نام آموزش نیز وجود دارد که در تربیت فرزندِ باهوش بسیار موثر است.

حتما بسیار شنیده‌اید، می‌گویند از همان زمان که نوزاد در رحم مادر است برای او موسیقی‌های ناب بگذارید و کتاب بخوانید و حرف بزنید تا ذهنش برای ورود به دنیای مادی آماده شود. این ها همه درست، اما ما 6 راز خوب را هم با شما در میان می‌گذاریم تا بتوانید پسران/دختران باهوش تحویل جامعه دهید و خودتان نیز کیفش را ببرید.

بمباران واژه‌ای
نگران نباشید! قرار نیست به مغز فرزند کوچک خود فشار بیاورید. فقط قرار است او را با کلمات جدید  بسیاری آشنا کنید. برای این که فرزندتان خیلی زود با انواع واژه‌ها و عبارت‌ها آشنا شود، کافی است هفته‌ای یک واژه جدید به او بیاموزید. اگر این روند را از 18 ماهگی آغاز کنید و تا سال دوم ادامه دهید، در انتهای این بازه زمانی، کودک شما بین 50 تا یکصد واژه یاد خواهد گرفت. هر چه بیشتر با فرزند خود صحبت کنید، او واژه‌های بیشتری خواهد آموخت.

برای اینکه کلمات بیشتری یاد بگیرد، دایم با او حرف بزنید. با کلمات زیاد فرزندتان را بمباران کنید. هر کاری انجام می‌دهید برایش توضیح دهید. از اینکه با لحن و تقلید صداهای مختلف این کار را انجام دهید هیچ هراسی نداشته باشید. کتاب‌های زیادی برای او بخوانید.

این را در نظر داشته باشید کودکان تا پیش از دوسالگی نباید تلویزیون تماشا کنند. بگذارید هر چه قرار است بیاموزند را از شما بیاموزند نه از برنامه‌های تلویزیون. تا جای ممکن از انواع کلمات و فرم‌های مختلف واژه‌های متنوع استفاده کنید تا در آینده در نوشتن و هجی کلمات سرعت یادگیری بالاتری داشته باشد.

الفبای احساس
پرورش هوش احساسی در کودکان یکی از ضروری‌ترین موارد برای رشد درک و مهارت‌های اجتماعی در کودکان است. والدین باید به روش‌های مختلف هوش احساسی فرزندان خود را توسعه دهند. به طور مثال، هنگامی که فرزند شما در حال بازی با شن در کنار ساحل است و یکی از دوستانش ناخواسته قلعه شنی او را تخریب می‌کند، باید به او بگویید که این مساله از روی عمد نبوده و مثلا پای دوستش گیر کرده او روی قلعه شنی تو افتاده است. باید به او بیاموزید برخی از مسایل زندگی به صورت تصادفی پیش می‌آیند و هیچ نوع غرضی در پشت آنها نیست. وقتی کودک این را درک کند، دیگر خیلی راحت کینه به دل نمی گیرد و از کوچک‌ترین مسایل زندگی دچار تنش و عصبانیت نمی‌شود.

این مساله در مورد رفتارها رویدادهای مثبت نیز مصداق دارد. یعنی هنگامی که فرزند شما یک کار خوب انجام می دهد او را متوجه نتیجه رفتار خوب خودش بکنید. به طور مثال، برای دوستش مساله جالبی را تعریف کرده است، یا به همبازی خود محبتی کودکانه کرده است، به او یادآوری کنید که چقدر این کارش خوب بوده است و تا چه اندازه توانسته با این کار موجب خوشحالی دوستش بشود. با این اشاره ها به کودک می آموزید هوش احساسی خود را به طور غیرمستقیم پرورش دهد.

بازی هوشمندانه
بازی‌های نمایشی یکی از بهترین انواع بازی‌ها برای رشد فکری و هوشی کودکان است. وقتی با کودک انواع موقعیت‌ها را بازی می‌کنید، به طور غیرمستقیم به او مسایل بسیاری می‌آموزید. با کودک نمایش‌هایی را بازی کنید که بتواند کنترل‌های لحظه‌ای را بیاموزد.

نخستین مساله، آموزش تضادها است. چندین تصویر ساده به کودک نشان دهید. تصاویر را یک‌به‌یک نمایش دهید. به طور مثال، تصویر نخست، خورشید باشد. هنگامی که خورشید را نشان می‌دهید، به جای کلمه «روز» از واژه «شب» استفاده کنید.

یک بازی دیگر، یک به طور مثال، یک ضربه روی تنبک بزنید، به احتمال زیاد فرزند شما دوضربه روی آن خواهد زد.

در هر دو این بازی ها، هدف این است که فرزند مکث و چند دقیقه فکر کند و نخستین فکری که به ذهنش می رسد را بی‌خیال بشود. این بازی حتی برای کودکان 3 تا 4 ساله نیز مفید است. با این بازی به کودک می آموزید در هر چه که می بیند فکر کند و فقط به اولین فکری که در ذهنش نقش می‌بندد، تکیه نکند. به جوانب مختلف مسایل فکر کند.

واکنش های لحظه‌ای باعث افزیش مهارت ریاضی در کودکان می‌شود. با این بازی‌ها، ذهن کودک برای نقشه کشیدن، برنامه‌ریزی، تعیین هدف و پشتکار برای اجرای کامل برنامه‌ها آماده می‌شود. با بازی‌های که تضادها را نشان می‌دهد، کودک خود را برای موفق‌های بسیاری در آینده آماده می‌کنید.

ایجاد فضای خلاقیت 
اگر دوست دارید خلاقیت را در کودک افزایش دهید، این مساله را در دکور اتاق او نیز اعمال کنید. فضایی که کودک در آن رشد می‌کند در بروز مهارت‌های ذاتی او تاثیر بسیاری دارد. تزئیناتی که در اتاق کودک استفاده می‌کنید یکی از اصلی‌ترین مسایل برای رشد خلاقیت او است. برای این منظور لازم نیست خیلی هزینه کنید و اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت خریداری کنید. با یک جعبه خالی و مداد شمعی‌های معمولی هم می‌توان موجب پرورش خلاقیت و ابتکار در ذهن کودکان شد.

در اتاق برای او امکاناتی فراهم کنید تا مسایل جدید بیاموزد. مسایل جدیدی تمرین کند. وسایلی در اتاق او قرار دهید که به یک بازی خاص محدود نشود. از انواع وسایل موسیقی، نقاشی، ساخت و ساز، عروسک و ... در اختیارش بگذارید تا در همه زمینه‌ها بازی کند.

تحسین تلاش‌های کودک
تحقیقات ثابت کرده اند کودکانی که والدین آنها تلاش‌هایشان را به جای استعدادهای ذاتیشان مورد تشویق قرار می‌دهند، تلاش خود را بیشتر می کنند و پشتکار بالاتری دارند.

شاید دوست داشته باشید بگویید فرزند من باهوش است. اما خوب است گاهی هم به او بگویید: «تو واقعا خوب تلاش کرده ای». بیشتر والدین عادت دارند در مورد هوش و ذکاوت درونی کودکان حرف می زنند و غیرمستقیم، تلاش های او را نادیده می گیرند. اما اگر به کارهایی که انجام داده است، اشاره کنید، او لذت بیشتری از این کار خواهد برد.  به این ترتیب، حتی اگر اشتباهی نیز مرتکب شوند مدام خود را سرزنش نخواهند کرد. زیرا به سادگی درک می کنند که برخی از تلاش ها نیز ممکن است نتیجه مثبت نداشته باشد.

اشاره با انگشت
از حدود ماه نهم، کودکان حرکات انگشتان والدین خود را دنبال می‌کنند. تحقیقات ثابت کرده‌اند، کودکان زبان بدن را سریع‌تر از موارد دیگر می‌آموزند. به طور مثال، اگر با دست به کامیون اشاره کنید، کودک سریع‌تر به سمت آن بر می گردد تا اینکه بخواهید در مورد کامیون به او چیزی بگویید.

به این روند «توجه مشترک» می گویند: به این مفهوم که کودک می تواند با شما در رابطه با موضعی خارجی ارتباط برقرار کند. پرورش این مساله مثلا در باغ وحش بسیار کارساز است. با انگشت به حیوانات اشاره کنید و سپس در مورد آن حیوان برای فرزندتان توضیح دهید.

منبع:bartarinha.ir





موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : طاها
بازدید : 5 مرتبه

 

راههای تقویت حافظه نوزاد

 

 آیا کودک شما، لحظات خاص، اسباب بازی مخصوص یا اولین گردش و پیاده روی مثل رفتن به باغ وحش را بعد‌ها به خاطر می‌آورد؟  در حالی که نوزاد بعدها در زندگی‌اش قادر به یادآوری آن خاطرات نیست، اما تجربیات می‌توانند در رشد و پرورش او نقش حیاتی ایفا کنند. خاطرات و تجربیات برای یادگیری، حکم آجرهای ساختمان سازی را دارند.


حافظه یک نوزاد به خوبی حافظه یک انسان بالغ عمل نمی‌کند. او قادر نیست تا یک اتفاق را در ذهن خود یادآوری کند. بنابراین زمانی که تجربه ای را به رسمیت بشناسد نسبت به آن احساس راحتی و آشنایی می‌کند اما در عین حال عضلات کوچک حافظه او از زمان تولد همچنان سخت به کار خود مشغول هستند. در ابتدا، او  به حافظه حال و در جریان خود تکیه می‌کند. همان حافظه‌ای که مسئولیت آن عبارت است از به خاطر سپردن مهارت‌های مکیدن، بلعیدن، ایجاد سروصدا و حتی غلتیدن و راه رفتن. تا هفته 6 او به حافظه معنایی یا دانش عمومی کلمات دست می‌یابد. این حافظه به او کمک می‌کند تا صدای مادرو پدرش را که والدین او هستند و نه صدای غریبه‌ها را تشخیص دهد. این حافظه به او کمک می‌کند تا بیاموزد که غذاهای خاص طعم خوشمزه‌تری دارند و غذاهای دیگر این طعم را ندارند و در نهایت این حافظه به او کمک می‌کند تا اسم خودش را بشناسد و معنای کلمات را درک کند.


مهارت‌های مربوط به حافظه به شکل طبیعی رشد می‌کنند. اما راه‌هایی وجود دارد که به رشد و تقویت حافظه کودک از همان دوران نوزادی کمک می‌کند:

  
تازه نگه داشتن
زمانی که کودک شما چیزی را برای اولین بار تجربه می‌کند، آن تجربه فضایی از مغز  که وظیفه‌اش ذخیره کردن و یادآوری خاطرات است تحریک می‌‌شود. همچنین باعث می‌شود تا مغز او در بین سلول‌های عصب خود، شبکه ارتباطی جدیدی را شکل بدهد. هرچقدر اتصالات عصبی کودک شما بیشتر باشد، راه‌های بیشتری برای بدست آوردن اطلاعات خواهد داشت (این جریان کودک را باهوش می‌کند). لمس کردن شکم او به‌وسیله یک پر، نشان دادن اینکه چگونه اسباب بازی‌های حمام را در وان آب فشار دهد و بازی کردن و غلتیدن در چمن‌ها، همه راه‌هایی هستند که به مرتبط شدن این وقایع در مغز او کمک می‌کنند. همچنین مهم است تا به او اجازه دهید که بعضی از وظایف را خودش انجام دهد. مثل کنترل کردن لِگو‌های خانه سازی که مدام در حال لغزیدن هستند.

تکرار، تکرار، تکرار
مغز روی تنظیم برخی از ارتباطات حاضر شکل گرفته است، و این روند نیاز به تکرار دارد، درست شبیه به زمانی که شما یک فیلم را برای دومین بار تماشا کرده و جزئیاتی را که ممکن است متوجه آنها نشده باشید مرور می‌کنید.  حافظه نوزادان در اثر تکرار، قوی‌تر و عمیق‌تر پرورش می‌یابد. چیزها را بارها و بارها تکرار کنید. مانند خواندن یک آهنگ، انجام دادن بازی مورد علاقه او قبل چرت کوتاه روزانه یا رفتن به پیاده‌روی بعد از نهار. اینها باعث تقویت ارتباطات موجود می‌شوند درحالی که ارتباط و اتصال جدید دیگری در حال شکل‌گیری است.

حافظه نوزاد,تقویت حافظه نوزاد

کتاب خواندن معنای کلمات را به کودک می‌آموزد


از کلمات استفاده کنید
کودکانی که والدین‌شان بیشتر با آنها صحبت می‌کنند دامنه لغات بزرگتری دارند و زودتر شروع به صحبت می‌کنند،‌ چون آنها بیشتر لغاتی را که می‌شنوند در ذهن خود ذخیره می‌کنند. هنگامی که کودک در 4 تا 6 ماهگی صداها و کلمات نامفهوم را می‌گوید، با لبخند زدن، ارتباط چشمی و تکرار صدا‌هایی که تولید می‌کند به او بپیوندید و صبر کنید تا فرزند‌تان پاسخ شما را بدهد. این راه به کودک‌تان کمک می‌کند تا در بین مکالمه  نوبت را رعایت کند، بشنود، به خاطر بسپارد و در یک زمان صداهای کمی را تکرار کند.


کتاب بخوانید
برای او کتاب بخوانید. کتاب خواندن معنای کلمات را به او می‌آموزد. به عنوان مثال، کتاب‌های شعر حیوانات که دارای صداهای حیوانات و تکرار آنها هستند یکی از راه‌های متفاوت است. تصاویر کتاب‌ها حافظه کودک را تیز می‌کند. شما می‌توانید فعالیت‌های روزانه خود را برای کودک‌تان توضیح دهید. برای مثال، به او بگویید:« بیا این کفش‌ها رو امتحان کنیم یا من دانه‌های گرم شن رو زیر پاهایم احساس می‌کنم». در حقیقت با ین کار به کودک خود کمک می‌کنید تا خودش را برای گفتن اولین کلمه یا حرف آماده کند.

لحن تلفظ
هنگامی که اطلاعات با یک ملودی خارج می‌شوند کودک آن را راحت‌تر یاد می‌گیرد و به ذهن می‌سپارد. در واقع ریتم و الگوی آهنگ، یادآوری و حفظ مسائل و موضوعات را راحت‌تر می‌کند. برای مثال، کلمات ریتم دار و آهنگین به کودکان در پیش‌بینی آنچه در ادامه می‌آید کمک می‌کند. به همین دلیل آنها بین ترانه‌ها و خواندن، ادای حیوان یا شی خاصی را تقلید می‌کنند. شما می‌توانید برای آنها ترانه‌سازی کنید. مثلا تصویر مادربزرگ و پدربزرگ را به او نشان دهید و با شعر و ریتم به آنها بگویید که «مادربزرگ مهربون/ شما رو خیلی دوست داره» یا ترانه «یک روز یه آقا خرگوشه» را با آهنگ و ادا برای او اجرا کنید. آهنگ به آنها کمک می‌کنند تا بهتر و بیشتر با محتوا آشنا شده و بار بعد که آن را می‌خوانید او آنها را تقلید کند.


لبخند بزنید
احتمال بیشتری وجود دارد که کودک شما تجربیاتی را به خاطر بیاورد که با احساس مثبت همراه بوده اند. در مطالعات اخیری که صورت گرفته است، دو دسته از کودکان با یکدیگر مقایسه شدند. کودکانی که اشکال هندسی را به همراه یک چهره خندان و صدای مهربان دیدند، تصاویر این اشکال بهتر در ذهن آنها باقی ماند تا کودکانی که همان اشکال را به همراه یک چهره عصبانی و صدای خشمگین دیدند. به نظر می‌رسد احساسات مثبت، توجه و حس انگیزش کودک را بالا می‌برد. بنابراین زمانی که با کودک خود بازی می‌کنید، درباره یک پرنده در افق صحبت می‌کنید یا با او قدم می‌زنید، لبخند بزنید تا به فهم بهتر و درک او در دستیابی به اطلاعات جدید کمک کرده باشید.

 

منبع:ninisite.com





موضوع :
بازدید : 3 مرتبه

 

,قصه برای کودکان,قصه های کودکانه

  

 خیلی از والدین می پرسند، قصه گویی چه تاثیری در زندگی کودک دارد؟ قصه زندگی را از نوع آغاز می کند. خیالپردازی را غیر مستقیم یاد می دهد. در ذهن کودک سوال ایجاد می کند و به کودک یاد می دهد حوادث را بهم بچسباند. باعث می شود خدا را پیدا کند و واقعیت ها را کشف کند.

 کدو قل قله زن، علی مردان خان، خروس زری و... همه از بخشی از خاطرات مشترک کودکی ما در دوران بزرگسالی هستند. خاطراتی که هنوز هم در گوشه های ذهن مان دنبال تصویرهای آشنای آن ها می گردیم و این یعنی باور مسلم تاثیرگذاری قصه و قدرت وصف نشدنی آن، همان قدرتی که دنیای کودکی مان را به بزرگسالی پیوند می زند!


 از چه زمانی می توانیم برای كودكمان قصه بگوییم؟ 
شاید با خودتان بگویید كه از چه زمانی می توانید برای كودكتان قصه بگویید. از زمانی كه كودك توانایی توجه كردن به حرف های شما را پیدا می كند، زمان قصه گویی شروع می شود. بنابراین از همان نوزادی هم می توان قصه گفتن را شروع كرد، صد البته نباید توقع داشته باشید كه نوزاد شما متوجه كنه مفاهیم قصه شود، در این زمان همین ارتباط مهم است.

كودك زمانی كه بزرگ تر می شود و یكی دوسالی از زندگی اش می گذرد، توجه بیشتری به قصه نشان می دهد، با این حال علاقه ای به یك جا ماندن و گوش سپردن فراوان ندارد؛ چرا كه كنجكاوی در جهان اطرافش و كشف آن، ذهنش را مشغول كرده است.


پس نه او می نشیند كه شما یك ساعت برایش قصه تعریف كنید و نه شما این كار را بكنید كه نتیجه ای جز فراری دادن او از دنیای قصه گویی و مطالعه ندارد. پس به قصه های كوتاه یا حتی خیلی كوتاه روی بیاورید. پس از چهارسالگی می توانید به او این اجازه را بدهید كه از میان كتاب ها دست به انتخاب بزند و كتاب مورد علاقه اش را بخرد.


تأثیر قصه در رفتارهای كودكان
 قصه ها، بهترین راه برای گفت وگو با كودكان در مورد سوء رفتارهای شان است. واضح است كه منظور ما نصیحت و سرزنش به شكل مستقیم نیست. قصه ها حكم شربت شیرینی را دارند كه با آن می توان تلخی دارو را به راحتی تحمل پذیر كرد. رفتارهای كودك ترسو و خجالتی، كودك پرخاشگر و قلدر و... را می توانید با قصه ها درمان كنید البته با این شرط كه رفتارها را زود تشخیص بدهید و دست به كار شوید.


 ممكن است با خودتان فكر كنید كه چطور ممكن است یك داستان ساده جلوی پرخاشگری كودك را بگیرد یا بر ترس و خجالت كودكی دیگر فائق آید. حسی كه كودك پس از شنیدن یك داستان خوب دارد، مانند احساسی است كه ما پس از تماشای یك فیلم خوب پیدا می كنیم.


مخاطب هنگام تماشای فیلم با یك یا چند شخصیت همانندسازی یا همذات پنداری می كند. كودك نیز به همین شكل، هنگام گوش سپردن به قصه، خود را به جای شخصیت های داستان می گذارد یا به آنها احساس نزدیكی می كند.


چگونه داستان را خوب ترسیم کنیم؟
 قصه گویی آنگونه كه ما فكر می كنیم هم كار ساده و راحتی نیست. البته اینكه متن داستان را ساده و بدون هیچ فعالیت و خلاقیت خاصی از روی كتاب برای كودك در حال خوابمان بخوانیم و در میان سطور آن خمیازه بكشیم هم شیوه ای از شیوه های قصه گویی است. اما برای اینكه قصه گوی بهتری باشید و تأثیر عمیق تری روی شنونده تان بگذارید باید به این نكات دقت كنید: یك قصه گوی خوب در ابتدای امر باید در انتخاب قصه دقت كند. 


با توجه به سن و سال مخاطب، روحیه و شرایء استعداد و ذهن و فهم او و با توجه به شرایط محیطی و نیاز كودك دست به انتخاب قصه هایی بزند كه آموزه های مورد نظر را به كودك انتقال دهد. در عین حال قصه هایی را انتخاب كنید كه با آن راحتید و خودتان هم آن را دوست دارید.


ضمن اینكه بهتر است داستان هایی با پایان خوش را برای كودكتان انتخاب كنید؛ داستان هایی كه در آنها خوبی بر بدی غلبه می كند، شخصیت خوب داستان پیروز می شود و مشكلات و سختی ها برطرف می شوند و شخصیت شرور و بد به سزای عملش می رسد یا متنبه می شود. شما به عنوان یك قصه گو باید قصه را مانند یك تابلوی نقاشی در برابر كودك ترسیم كنید.


خیال را تقویت می کند
 دکتر احمدرضا آذر،پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان قصه ها می گوید: قصه گویی برای کودکان منجر به تقویت "خیال" خواهد شد. در ایام محرم تعزیه هایی برگزار شد که در آن گفتار، حرکات و نمایش های نمادین دیده می شد. 


تعزیه ها برای اکثرکودکان چند نسل قبل،معنا داشت، اما این صحنه ها برای خیلی ازکودکان امروز که در معرض بمباران اطلاعات تصویری توسط رسانه های مختلف قرار گرفته اند و از طرفی برای آنان قصه گفته نشده و خیال آنها تقویت نشده،اغلب بیگانه و ناآشنا تلقی می شود و کودکان با این نمادها نمی توانند ارتباط درست و معناداری برقرار کنند.

 

 اما در بین همین کودکان نسل امروز، کودکانی هستند که وقتی با صحنه های مربوط به تعزیه یا اصولا هر داستان نمادین دیگر رو به رو می شوند؛ در این صحنه ها غور کرده و سوالات جالبی را در ارتباط با آن می پرسند. این دسته کودکان، همان گروهی هستند که والدین آنها برایشان قصه تعریف کرده اند.بنابراین قصه گویی می تواند واسطه میان برخی از نمادها و مفاهیم مربوط به آن باشد. 

 دکتر آذر در ادامه افزود: البته باید مراقب باشیم که تلاش برای رشد خیال و وهم در فرد، منجر به توهم گرایی یا القای شبه آگاهی در او نشود. در دوران امام سجاد علیه السلام گروه هایی به نام "قصاصین" رشد پیدا کردند که با آگاهی از قدرت قصه گویی و از طریق قصه گویی، افراد را در ارتباط با اعتقادات و باورهای اسلامی شان در معرض حمله قرار داده بودند که این افراد مورد نقد امام سجاد علیه السلام واقع شدند. بنابراین قصه گویی آن قدر دارای قدرت است که اگر از این ابزار به درستی استفاده نشود،می تواند زمینه را برای ایجاد تعارض در فرد فراهم آورد که باید به این نکته نیز توجه داشت؛ چرا که قصه گویی به شکل منفی،سبب می شود دیدگاه های کودکان در معرض آسیب قرار بگیرد. 

,قصه برای کودکان,قصه های کودکانه

رفتارهای كودك ترسو و خجالتی، كودك پرخاشگر و قلدر و... را می توانید با قصه ها درمان كنید

  
چه قصه ای برای چه کودکی؟ 
تحقیقات روان شناسان کودک نشان می دهد قصه گویی، بلند قصه گفتن هنگام خواب و نظم و ترتیب داشتن قصه گویی در دوران ٢ تا ٧ سالگی همه از عوامل موثر و زمینه ساز زنده کردن فرهنگ مطالعه در کودکان است. استمرار قصه گویی در این دوران در آینده از این کودکان خوانندگانی خوب و ماهر می سازد. مدت زمان قصه گویی، اگر به صورت همیشگی و منظم باشد می تواند از ٥ تا ١٠ دقیقه شروع شود. این زمان را می توان با بالارفتن سن بچه ها و افزایش دامنه لغات شان آرام آرام افزایش داد. از ٤ سالگی و گاهی کمی زود تر می توانید گاهی از بچه ها بخواهید که آن ها برای شما قصه بگویند و هنگام قصه گویی با آن ها همراهی کنید.


در حقیقت از ٣ تا ٤ سالگی بچه ها معمولا این آمادگی را دارند تا بخشی از اتفاقاتی را که برای شان افتاده تبدیل به قصه کنند یا قصه های ساده ای را که شنیده اند بازگو کنند. در ٥ یا ٦ سالگی بچه ها از نظر ذهنی برای شنیدن افسانه ها آمادگی دارند.


بنابراین می توانید قبل از خواب یک یا دو افسانه کوتاه برایشان بگویید. از ٦ سالگی به بعد بچه ها توانایی شنیدن قصه های بلند و قسمت به قسمت را دارند چون حالا دیگر ذهن آن ها می تواند بین قسمت های مختلف داستان ارتباط برقرار کند. البته قصه های بلندی را که برای قصه گویی انتخاب می کنید باید طوری باشد که هر شب قسمتی از آن به صورت منطقی تمام شود و مقدمات ماجرای بعدی هم در همان شب گفته شود.


پس از همین حالا دست به کار شوید و فارغ از تاثیرگذاری قصه در ادا کردن کلمات، تکوین شخصیت، قدرت تخیل، افزایش اعتماد به نفس و.... برای کودکان تان قصه بگویید، قصه هایی که قرار است در روزهای نه چندان دور آینده، تنها فصل مشترک آن ها با دنیای عجیب و دوست داشتنی کودکی شان باشد. 

منابع: همشهری، مجله شهرزاد، روزنامه نسل فردا





موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : طاها
بازدید : 3 مرتبه

 

درمان مکیدن انگشت در کودکان,علل ناخن جویدن

 

 عادت‌هایی نظیر انگشت مکیدن، پیچاندن مو توسط انگشتان یا کوباندن سر به سطوح در میان نوزادان و خردسالان رایج است. معمولا این دسته از عادت‌ها خطری برای سلامت روحی و روانی کودک به همراه ندارند اما می‌توان به آنها به عنوان یک علامت هشدار دهنده نگاه کرد. توصیه می‌کنیم نوشتار پیش روی را مطالعه کنید تا متوجه شوید که آیا از نظر شما عادت‌های کودک خردسال شما صرفا اقدامی سؤال برانگیز است یا واقعا باید فکری به حال ترک آن کرد.

 


مکیدن انگشت شصت
این یکی از جمله رایج‌ترین عادت‌ها در میان نوزادان و خردسالان است. درحقیقت برخی کارشناسان امور تربیتی بر این باورند که 90 درصد کودکان نوپا در دوره‌هایی خاص انگشت شصت خود را می‌مکند. این کار به خودی خود مشکلی به همراه ندارد اما اگر برای زمانی طولانی ادامه پیدا کند آن موقع است که داستان فرق می‌کند. بر اساس اعلام نظر آکادمی پزشکی کودکان آمریکا، بیش از نیمی از نوزادانی که انگشت شصت خود را بر اساس یک عادت می‌مکند در حد فاصل 6 تا 7 ماهگی این کار را رها می‌کنند.

 

اکثر باقیمانده این دسته از خردسالان در حد فاصل 4 تا 5 سالگی عادت مکیدن انگشت شصت را کنار می‌گذارند اما اگر این عادت در بعد از این سنین ادامه پیدا کرد آنگاه باید نسبت به تداوم این وضعیت نگران بود. در چنین شرایطی دندانپزشکان هشدار می‌دهند که مکیدن انگشت شصت می‌تواند خطراتی برای سلامت دندان و کام دهان به همراه داشته باشد. برای ترغیب خردسال به ترک این عادت مهم است که او را نسبت به این کار «علاقمند» کنید. یادآوری بسیار دوستانه و در نظر گرفتن جایزه برای انجام ندادن این کار در بازه‌های زمانی طولانی همواره تأثیرگذار بوده است. در غیر این صورت آغشته کردن انگشت با ماده ای تلخ و البته بی‌خطر و یا پوشاندن آن با چیزی شبیه بانداژ به ترک این عادت کمک زیادی می‌کند. گذشته از تمامی این راه‌کارها، ضروری است که همواره صبور بوده و با پزشک اطفال در مواقع ضروری در تماس باشید.
 
کوباندن سر به سطوح
برخی نوزادان و کودکان نوپا عادت دارند که سر خود را با ریتمی خاص به سطوحی نظیر دیوار یا تخت خواب بکوبند. در چنین وضعیتی بسیاری از والدین احساس وحشت می‌کنند زیرا این حالت را با اختلالات رشد یا مشکلات روحی و روانی در ارتباط دانسته و آن را نشانه‌ای از این اختلالات به شمار می‌آورند. درحالی که کوباندن ریتمیک سر به سطوح مختلف می تواند نشانه‌ای از اوتیسم (خودشیفتگی) باشد اما در بسیاری از موارد به آن به عنوان عادتی رایج در میان خردسالانی نگاه می‌شود که رشد طبیعی خود را پشت سر می‌گذارند. این عادت در میان نوزادان 6 تا 18 ماه رایج است. اما اگر این عادت بعد از 4 سالگی نیز ادامه یافت و یا تا پیش از این مرحله همچنان نگران بودید، در این صورت بهترین کار مشاوره با پزشک متخصص اطفال است. 

درمان مکیدن انگشت در کودکان,علل ناخن جویدن

قرار گرفتن در شرایط استرس‌زا می‌تواند عادت ناخن جویدن در کودکان  را تشدید کند

 

ناخن خوری
این عادت معمولا پس از تمامی عادت‌های قبلی مشاهد می‌شود. کارشناسان سنین 5 تا 6 سالگی را رایج‌ترین دوره مشاهده این عادت می‌دانند. نمی‌توان استرس را عامل همیشگی بروز این عادت به شمار آورد اما قرار گرفتن در شرایط استرس‌زا می‌تواند این عادت را تشدید کند. سعی کنید در مواقعی که احساس می‌کنید خردسالتان به ناخن خوری ترغیب می‌شود با ترغیب کردنش به انجام کارهای مختلف و سرگرم کننده با دستانش، حواس او را از انجام این کار پرت کنید. کوتاه کردن ناخن‌ها و شستشوی مرتب دست‌ها نیز توصیه می‌شود.

پیچاندن مو
این عادت معمولا در حد فاصل 3 تا 6 سالگی مشاهده می‌شود. پیچاندن مو به عنوان یک عادت معمولا بی‌خطر است و جالب اینکه خردسالان حتی بدون آنکه خود تشخیص دهند، برای کسب آرامش بیشتر این کار را انجام می‌دهند. مشاهده شده که برخی خردسالان برای احساس راحتی بیشتر در حین خستگی یا کسل بودن موهای خود را با انگشتانشان می‌پیچند. درصورتیکه پس از 6 سالگی این عادت ادامه یافت و یا بر شدت آن افزوده شد و حتی کار به ابروها و موژه نیز کشید آنگاه سری به پزشک متخصص اطفال بزنید.


منبع:ninisite.com



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : طاها
بازدید : 6 مرتبه

 راههای درمان مکیدن انگشت در نوزادان

 

 انگشت مکیدن بیشترین عادت های دهانی است. تئوری های مختلفی علت مکیدن انگشت شست در کودکان را شرح می دهد. روان شناسان عامل روانی را قوی ترین علت آن می دانند.

 عادت های دهانی نامناسب کودکان شامل مکیدن انگشت، مکیدن پستانک، فشار غیر طبیعی زبان پشت دندان ها، جویدن ناخن، دندان قروچه و خودآزاری می باشد. عادت های لبی نامناسب شامل خیس کردن لب ها به صورت مکرر، کشیدن لب، مکیدن لب و گزیدن لب می باشد

عوارض مکیدن انگشت 
 انگشت مکیدن بیشترین عادت های دهانی است. تئوری های مختلفی علت مکیدن انگشت شست در کودکان را شرح می دهد. روان شناسان عامل روانی را قوی ترین علت آن می دانند.
 

عوارضی که این عادت در کودکان ایجاد می کند شامل فاصله گرفتن دندان های قدامی بالا و پایین از یکدیگر، جلوزدگی بیش از حد دندان های قدامی بالا، تنگ شدن قوس فک بالا و ایجاد کام گنبدی و عدم رشد عرضی فک بالا می باشد. درمان ها شامل درمان یادآوری، جایزه درمانی، دستگاه درمانی و ترکیبی از یادآوری و جایزه درمانی می باشد.

 

پیشگیری از مکیدن انگشت در کودکان
هر چه که کودک بزرگ‌تر می‌شود، پذیرش برخی از عادت‌ها و رفتارهای او برای والدین سخت‌تر می‌شود، از جمله مکیدن انگشت. کودک در سن دو سالگی معمولا کمتر انگشت خود را می‌مکد، مگر موقعی که گرسنه، خسته و یا دلتنگ شده باشد. بنابراین مادر باید دقت کند که کودک در چه شرایطی و در چه زمانی شست خود را می‌مکد و از به وجود آوردن چنین شرایطی که منجر به مکیدن شست او می‌شود، جلوگیری کند؛ یعنی به او زود‌تر غذا بدهد که گرسنه نشود، یا او را زود‌تر بخواباند و در هنگام بیداری با کودک بازی کند چرا که تحقیقات حاکی از آن است که مکیدن انگشت اکثراً توسط کودکانی انجام می‌شود که در دوران نوپایی ساعات زیادی از روز را از مادرشان دور بوده‌اند.

 بنابراین، باید توجه داشت به کودکی که خسته، گرسنه و یا دلتنگ است و در نتیجه شروع به مکیدن شست خود می‌کند، دادن اسباب بازی به عنوان جایگزین کردن مکیدن انگشت، چندان موثر نیست و باید از خسته شدن، گرسنه شدن و دلتنگ شدن کودک جلوگیری کرد. بعضی از کودکان که عادت به مکیدن شست خود دارند، اگر به کودکستان سپرده شوند و کودکستان را دوست داشته باشند، ممکن است به علت علاقه‌ای که به محیط تازه کودکستان پیدا می‌کنند، مکیدن شست خود را ترک کنند و حتی ممکن است بی‌خوابی و بی‌اشتهایی کودک نیز از بین برود. اگر پدر و مادر قبل از سن سه سالگی کودک، او را از مکیدن انگشت منع و از آن جلوگیری كنند، عادت کودک شدید‌تر می‌شود و ترک کردن آن مشکل‌تر خواهد شد، ولی اگر پدر و مادر اجازه دهند که مکیدن شست سیر طبیعی خود را طی کند، کودک معمولا در سن چهار تا پنج سالگی آن را ترک خواهد کرد.

راههای درمان مکیدن انگشت در کودکان


همکاری و یادآوری:
برای اینکه به فرزند خود در ترک این مکیدن انگشت کمک کنید بهتر است زمانی که هر دو به قدر کافی آرام هستید با او صحبت و نظر او را درک کنید و بپذیرید ولی به او بگویید چقدر دوست دارید که او این کار را ترک کند. از او بپرسید که چگونه می‌توانید به او در این راه کمک کنید و پیشنهادات او را بپذیرید. به علاوه فراموش نکنید که شاید از نظر او، آن‌طور که از نظر شما مهم است، مکیدن انگشتانش مسئله بسیار مهمی نباشد.

می‌توانید پیشنهاد بدهید که فرزندتان باندی دور انگشتش بپیچد تا به او یادآوری کند که انگشتش را نمکد. وقتی که او این کار را انجام می‌دهد به جای عصبانیت و برخوردی تند مثل: «انگشتت را از دهانت بیرون بیاور!» بهتر است با او با ملایمت و آرامش رفتار کنید. این روش درمان برای کودکانی که همکاری لازم و خودشان تمایل به ترک عادت مذکور را دارند، مناسب است. البته باید مراقب بود که این مورد، از نظر کودک به عنوان یک تنبیه تلقی نشود، زیرا در این صورت کودک اقدام به مقابله کرده و درمان، نتیجه‌ای دربرنخواهد داشت. 

راههای درمان مکیدن انگشت در نوزادان  روان شناسان عامل روانی را قوی ترین علت مکیدن انگشت می دانند

 
جایزه درمانی :
 یک قول نامه بین کودک و والدین یا کودک و دندان پزشک بسته می شود و با کودک قرار گذاشته می شود که در هر روزی که این عادت را انجام ندهد به او جایزه کوچکی بدهند. هرچه کودک را بیشتر در این برنامه درگیر کنیم، امکان موفقیت بیشتر خواهد بود.
 
بدین معنی که مثلا ًاز کودک بخواهیم جدولی را تهیه کرده و تعداد دفعات مکیدن انگشت خود را در هر روز هفته در آن ثبت کند والدین باید به خاطر داشته باشند که به هیچ عنوان، کودک خود را به خاطر انجام عادت سرزنش نکنند.


صبر كنيد:
مي‌دانيد سر كودكاني كه تا حتي 6 سالگي انگشت خود را مي‌مكيده‌اند چه آمده‌است؟ آنها ديگر اين كار را نمي‌كنند.

به گفته والدين آنها، بچه‌ها هر سال كه مي‌گذشته، به اين كار رغبت كمتري نشان داده‌اند و كم‌كم آن را رها كرده‌اند و يا تنها در زمان‌هاي خاصي همچون تماشاي تلويزيون، آن را ادامه داده‌اند.

هر چه سن بچه‌ها بالاتر مي‌رود و در جمع دوستان خود قرار مي‌گيرند، از ترس مسخره شدن توسط دوستان‌شان اين كار را كمتر انجام مي‌دهند تا كم‌كم از سر آنها مي‌افتد.

برقراری فضای امن:
وقتی به کودک خود کمک می‌کنید که عادتش را ترک کند باید فضای احترام آمیزی در خانه ایجاد کنید که او احساس حقارت و سرزنش نکند. به دیگر فرزندان‌تان اجازه ندهید که او را تحقیر یا تمسخر کنند. اگر فرزند شما تحت فشار روحی قرار دارد و نگران و مضطرب است بهتر است کمی از سرعت تلاش خود بکاهید یا مدتی در این برنامه وقفه ایجاد کنید. در طول این مرحله بسیار با فرزند خود مثبت رفتار کنید مثلا بگویید: «من خیلی ازت ممنونم که اینقدر تلاش می‌کنی.» اگر در طول این مراحل‌گاه فرزند شما دوباره کمی به مراحل قبل باز گردد، نگران نشوید چرا که ترک عادت مکیدن انگشت برای او سخت است مخصوصا اگر آغازکننده این فرآیند شما باشید نه خود او.  

مکیدن انگشت در کودکان,علت مکیدن انگشت در کودکان    دلایل بسیار برای مکیدن انگشت در کودکان وجود دارد

 

اگر مکیدن انگشت تا ۶ سالگی ادامه یابد: 
در بعضی مواقع کودک در سن 5 تا 6 سالگی ممکن است برای رهایی از فشار و هیجان درونی خود که در این سن بیشتر است، به طور موقت شروع به مکیدن شست خود کند. شاید این عادت برای یک کودک پیش دبستانی از دید والدین قابل پذیرش باشد ولی برای بچه‌های بزرگ‌تر بسیار غیر قابل تحمل خواهد بود. عادت مکیدن انگشت در یک کودک ۶ ساله نسبت به گذشته بسیار کمتر است. علت کم رنگ‌تر شدن این عادت این است که او در این سن بیشتر وقت خود را در مدرسه یا مهد کودک می‌گذراند و به فعالیت‌های مدرسه مشغول است. پس عادت مکیدن انگشت در او به طور پنهانی یا در زمانی که اعضای خانواده در کنار یکدیگر هستند، خود را نشان می‌دهد. با وجود کمتر شدن این رفتار در کودکان در این سن، باز هم بسیاری از والدین خواستار ترک این عادت در کودکانشان به طور کامل هستند. برخی والدین در این مورد با فرزند خود دعوا و مرافعه می‌کنند که نهایتا به فشار عصبی بر هر دو طرف منجر می‌شود. بعضی از والدین هم مدت زمانی خود را عقب می‌کشند و به دنبال راه چاره می‌روند. 

دلایل بسیار برای این مکیدن انگشتان توسط یک کودک ۶ یا ۷ ساله یا حتی بیشتر وجود دارد. برای مثال اینکه این عادت یک عادت قدیمی است که کودک هیچ وقت اجبار ی بر ترک آن نداشته است. یا اینکه کودک از لحاظ عاطفی هنوز آماده ترک این عادت نشده است. شاید او این کار را شب‌ها برای راحت‌تر خوابیدن انجام می‌دهد یا در مواقعی که در مدرسه احساس عدم امنیت می‌کند، یا زمانی که در تنش‌های خانوادگی مثل رقابت خواهر و برادری، یا طلاق والدین قرار می‌گیرد. 

گاهی ممکن است که کودک وقتی با سرزنش یا طعنه همسالان خود مواجه می‌شود، عادت مکیدن انگشتش را کنار بگذارد. مثلا: «اوه، تو هنوز انگشتت را می‌مکی! من این کار را وقتی ۴ ساله بودم کنار گذاشتم». اما در مورد بعضی از بچه‌هایی که این عادت در آن‌ها شدید‌تر است حتی به این اظهارات هم توجهی ندارند.


حرف آخر
والدین نباید نسبت به مکیدن انگشت کودک حساس باشند. اگر این عادت به تدریج کمتر شده است، جای نگرانی نیست، ولی اگر همراه مشکلات رفتاری و روانی دیگر است، باید جدی گرفته شود و از متخصصان کمک گرفت.

 

گردآوری:بخش کودکان بیتوته

 

منابع:

سیمرغ

روزنامه قانون



ادامه مطلب...

موضوع :
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 2 نفر
بازدید هفته قبل : 2 نفر
كل بازديدها : 114 نفر
امکانات جانبی